تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
369
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
پادشاهى كرد كه هفت سال و هشت ماه آن در زمان هرمزد پسر انوشروان و چهارده سال و چهار ماه آن در زمان خسرو پرويز پسر هرمزد بود . پس از آن اياس بن قبيصهء طائى با نخورگان « 1 » ، در زمان خسرو پسر هرمزد ، نه سال پادشاهى كرد . به گفتهء هشام بن محمّد يك سال و هشت ماه از حكومت اياس بن قبيصه گذشته ، پيغمبر اسلام برانگيخته شد . جانشين او آزاذبه ، پسر بانيان ( ؟ ) ، پسر مهربنداذ همدانى بود و هفده سال پادشاهى كرد ، كه چهارده سال و هشت ماه آن در زمان خسرو پسر هرمزد و هشت ماه آن در زمان شيرويه پسر خسرو و يك سال و هفت ماه آن در زمان اردشير پسر شيرويه و يك ماه آن در زمان بوراندخت دختر خسرو بود . پس از او منذر بن نعمان بن منذر پادشاه شد و او را عرب غرور مىخواندند و در بحرين به روز جواثا كشته شد . پادشاهى او تا هنگام آمدن خالد بن الوليد به حيره هشت ماه بود و او بازپسين كس از خاندان نصر بن ربيعه بود و با به پايان رسيدن پادشاهى ايرانيان ، پادشاهى اين خاندان نيز به پايان رسيد « 2 » . به گفتهء هشام همهء پادشاهان خاندان نصر ،
--> اما اگر بخواهيم انقراض حيره را تا سال 632 و 634 م . حساب كنيم بايد ارقام مذكور را براى پر كردن اين فاصله به همين اندازه بالا ببريم . تاريخ جنگ ذوقار را بايد چند سال پس از مرگ نعمان دانست . ( 1 ) - اين عرب ، بنا بر اين گفته ، يكى از ايرانيان برجسته و معتبر را براى مراقبت اعمالش در كنار خود داشته است . دربارهء نام نخورگان رجوع شود به زيرنويس 2 ص 183 ، فصل ششم . ( 2 ) - تمام اين همزمانىها به طور ساختگى حساب شده و خود غلط بودن خود را نشان مىدهد . در تمام اين محاسبهها وفات پيغمبر خيلى زودتر از تاريخ حقيقى آن در نظر گرفته شده است . همچنان كه ذكر مبهم حمزه ( ص 112 به بعد ) وفات پيغمبر را پس از سپرى شدن پانزده سال و هشت ماه از حكومت آزاذبه بر حيره تعيين مىكند ( يعنى از روى تطبيقهاى زمانى فوق در آغاز سال 629 م . ) علاوه بر اين ، بايد بگوئيم كه همچنان كه كوسن هم به درستى متوجه شده است ، اين منذر اخير پادشاه حيره نبوده است ، بلكه عرب بحرين هنگامى كه بر ضد مسلمانان شوريدند او را به عنوان وارث آن نام مشهور رئيس خود كردند . او را غارور ( گولزن ) مىگفتند ولى پس از آنكه اسير شد خود را مغرور ( گولخورده ) ناميد . دربارهء سرنوشت او روايات مختلف است ، شايد او در جنگ جواثا يا در يكى ديگر از جنگهاى سال 633 م در بحرين كشته شده است ( بلاذرى ص 84 ، طبرى چاپ كوزه گارتن ج 1 ص 186 و 194 به بعد ) ، در صورتى كه او بنا